کلبه ی نور

سلام
یکی به من بگه چند وقته چیزی ننوشتم!!!!!!!!
اینم شد رسم وبلاگ نویسی آخه؟؟؟؟؟
از دست خودمم شاکی شدمااااااااااا
امشب کلی فکر کردم و یه کم به حس ششم و حافظه فشار آوردم
تازه یه جرقه تو ذهنم زد که الحق اسم استاتیک هیچ قشنگ نیست
بهتره بهش بگیم اُفتاتیک.............................
اُفتاتیک
کسی ننوشت:(وقتی آدم از این درسا داره که هی نمیتونه بهروز شه که.در جریان باشیداگه شنا بلدید)
برید دنبال کارتون دیگه..............دیگه حرفم نمیاد
نوشته شده توسط عاشق نور در سه شنبه 4/3/89 و ساعت 12:55 صبح | نظرات دیگران()شب گذشته لذتی تازه کشف کردم . تازه می خواستم از آن بهره ببرم که
فرشته و ابلیسی به در خانه ام آمدند.پشت در به هم رسیدند و بر سر این لذت
تازه آفریده شده ستیز کردند
یکی فریاد میزد:
-گناه است
دیگری می گفت:
-عین تقواست
جبران خلیل جبران
نوشته شده توسط عاشق نور در جمعه 30/11/88 و ساعت 11:31 صبح | نظرات دیگران()دوست من !
تو خوب،هوشیار و فرزانه ای.
نه! تو کاملی و من نیز گویی عاقلانه و هوشیارانه با تو سخن می گویم.
و اکنون که دیوانه هستم، اما دیوانگیم را می پوشانم
.من در دیوانگی تنها خواهم بود.
جبران خلیل جبران کتاب دیوانه
نوشته شده توسط عاشق نور در شنبه 9/3/88 و ساعت 12:47 عصر | نظرات دیگران()خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم. خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم
اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.
سرنوشت تصمیم میگیرد که تو در زندگی با چه کسی ملاقات کنی اما تنها قلب توست که می تواند تصمیم بگیرد چه کسی در زندگی تو باقی میماند
اشک تنها موجودی است که چون از چشم می افتد عزیز میشود
بارون نباش که با التماس خودت رو به شیشه بکوبی ... ابر باش که همه منت باریدن تو رو بکشن
عاشق آن نیست که عشق تکه کلامش باشد. عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد.
همیشه قبرستانی در قلب خود برای خاک سپاری خطای دوستانت بساز
نوشته شده توسط عاشق نور در سه شنبه 7/8/87 و ساعت 8:47 صبح | نظرات دیگران()می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هرکسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی
برای کشف اقیانوس های جدید باید شهامت ترک ساحل را داشته باشی این دنیا دنیای تغییر است نه دنیای تقدیر
تاسف برای گذشته به این میماند که انسان به دنبال باد بدود
روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود وجدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم ، آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم ، و بعد برای آنچه از دست رفته آه می کشیم
نوشته شده توسط عاشق نور در چهارشنبه 24/7/87 و ساعت 9:48 صبح | نظرات دیگران()